ادامه مطلب
خبر اول اینکه من دو سه روزی خدمتتون نیستم و میرم شیراز واسه عروسی. فکر کنم خوش بگذره
خبر دیم(دوم) اینکه امروز نتایج ازمون کاردانی به کارشناسی اومده و من هم تو رشته ای که اصلا دوست نداشتم قبول شدم. سخت افزار - جهاد دانشگاهی یزد. احتمال ۵۰٪ درصد از روی ناچاری شاید رفتم ثبت نام کردم. ببینیم خدا چی میخواد.
راستی زیارتم هم قبول. جای شما خیلی خیلی خالی بود. سلام همه تون رو به امام رضا رسوندم.
زائري باراني ام، آقا به دادم مي رسي؟
بي پناهم، خسته ام، تنها، به دادم مي رسي؟
گرچه آهو نيستم اما پر از دلتنگي ام
ضامن چشمان آهوها، به دادم مي رسي؟
از كبوترها كه مي پرسم نشانم مي دهند
گنبد و گلدسته هايت را، به دادم مي رسي؟
ماهي افتاده بر خاكم لبالب تشنگي
پهنه آبي ترين دريا، به دادم مي رسي؟
ماه نوراني شب هاي سياه عمر من
ماه من، اي ماه من، آيا به دادم مي رسي؟
من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا، به دادم مي رسي؟
باز هم مشهد، مسافرها، هياهوي حرم
يك نفر فرياد زد: آقا به دادم مي رسي؟
سلام دوستان. بالآخره امام رضا ما رو هم طلبيد. از آخرين باري كه رفتم مشهد حدود سه سال ميگذره. ديگه داشتم نا اميد ميشدم. نائب الزياره همه شما هستم. از اينجا هم از همه تون حلاليت ميطلبم
راستي امروز امتحان كارداني به كارشناسي دانشگاه آزاد دارم.التماس دعا.
گر بمیرد دختری روید ز قبر او گلی. گر بمیرند دختران دنیا گلستان می شود .
١- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش
2- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن
4- بلند کردن چیزی
5- پرتاب کردن
6- پارک کردن
7- خواندن نقشه
8- دزدی کردن از بانک
9- آرام و ساکت جایی نشستن
10- بیلیارد بازی کردن
11- پول شام رو حساب کردن
12- مشاجره کردن بدون داد کشیدن
13- مواخذه شدن بدون گریه کردن
14- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی
15- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه
16- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن
17- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن
18- راه انداختن درست یک ویدئو
19- تماشای یک فیلم جنگی
20- انتخاب سریع یک فیلم
21- ایستاده جیش کردن
22- ندیدن فیلم هندی
23- غیبت نکردن
24- فحش ناموسی دادن
25- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد
26- آرایش نکردن
27- لاک نزدن
28- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن
29- سیگار برگ و یا چپق کشیدن
30- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده
31- گریه کردن بدون آبریزش بینی
32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون
33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن
35- لگد زدن
36- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن
37- اخ تف کردن
39- خواستگاری رفتن
40- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول کردن

پسرا حال کنن
لینکهای دانلودش اینهاست.
http://s2.picofile.com/file/7127089672/tni_vpn_32.exe.html
http://s2.picofile.com/file/7127092682/tni_vpn_64.exe.html
دانلودش زیاد طول نمیکشه. اون اولیه مال سیستم های ۳۲ بیتی و دومی هم مال ۶۴ بیتی.
این هم فایل راهنماش که باید بخونین
http://s2.picofile.com/file/7127096662/nahad.txt.html
اصلا نخوندین هم مشکلی نداره. نکته مهمش اینه
نام کاربري = SLS121
رمز ورود = t37ijynfq
این هم لینک دانلود نرم افزار Adobe Acrobat Reader
پسورد فایل: www.downloadha.com
چند قورباغه از جنگلي عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه
قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند
ديگر چاره اي نيست و شما خواهيد مرد.
دو قورباغه اين حرف ها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند تا از گودال بيرون بپرند. اما قورباغه
هاي ديگر دائمأ به آنها مي گفتند دست از تلاش برداريد، چون نميتوانيد از گودال خارج شويد، به
زودي خواهيد مرد.
بالاخره يكي از دو قورباغه، تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بي درنگ
به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ديگر با حداكثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش ميكرد. بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند
دست از تلاش بردار، اما او با توان بيشتري تلاش کرد و سرانجام از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد، بقيه قورباغه ها از او پرسيدند: مگر تو حرف هاي ما را نشنيدي؟
معلوم شد كه قورباغه ناشنواست. در واقع او تمام مدت فكر مي کرد ديگران او را تشويق ميكنند .
پسرها
با ماشین میرن به بانک،دوبله پارک میکنن بدون اینکه برای پیدا کردن جای پارک به خودشون زحمتی بدن ، میرن دم دستگاه عابر بانک یه نگاهی به دور و برشون می کنن یه سوپر پیدا می کنن. آخرین موجودی جیبشون را صرف خرید یه پاکت سیگار می کنن. بعد کارت رو داخل دستگاه میذارن .یادشون نمی یاد رمز این کارت کدومه چندتا کد رمز رو میزنن تا بر اساس شانس و اقبال یکیش درست از کار در میاد ، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن پول و کارت رو میگیرن و میرن قبض جریمه رو از روی شیشه ماشین بر می دارن بعد از کلی غر و اعتراض به بد شانسی شون ماشین رو روشن می کنن رسید بانک رو از شیشه بیرون می اندازن ودرحالیکه برای آرامش اعصابشون یه سیگار روشن می کنن با ویراژ دور می شن.
دخترها
با ماشین میرن دم بانک
در آینه آرایششون رو چک میکنن
به خودشون عطر میزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن
در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
بلاخره ماشین رو پارک میکنن
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
کارت رو داخل دستگاه میذارن،
کارت رو وارد دستگاه میکنن
کد رمز رو وارد میکنن
۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
کنسل میکنن
دوباره کد رمز رو میزنن
کنسل میکنن
مبلغ درخواستی رو میزنن
بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن
پول رو میگیرن
برمیگردن به ماشین
آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن
توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
استارت میزنن
میندازن توی خیابون درست
پنج کیلومتر میرن جلو
ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا انقدر یواش میره)